تبليغاتX
نبض های بی ستاره -

نبض های بی ستاره

مطلبي را در وبلاگ يادداشت هاي اهور خواندم که لينک آن را  در هفتان ديده بودم با اين تيتر که (خانم پيرزاد  بهتر است چراغ ها را به حال خودشان بگذاريد )
براي مني که فکر مي کردم اين رمان پيرزاد از بهترين آثارش است و جداً نسبت به ديگر آثارش جايگاهي برجسته دارد ديدن مطلبي راجع به آن برايم جذاب بود  ولي ايشان نکاتي را زير سوال برده اند که جاي بسي ...
خانم اشرافي عزيز !
شما در ابتدا نوشته ايد که اين کتاب را مانند بسياري از کتابها نمي توان با عشق و علاقه خواند و بعد اين را به انسان بسط مي دهيد که انگار هيچ کس نمي تواند آن را با علاقه بخواند ، اين نظر شماست بنده بسياري را مي شناسم که علاقه به خواندن آثار فاخر معاصر دارند و اين کتاب را نيز با علاقه بسيار خوانده اند ؛ پس اين صرفا نظر شماست آن را بسط ندهيد !

اين رمان را محافظه کار دانسته ايد و اين محافظه کاري را تا آن حد عميق توصيف مي کنيد که براي آن از لفظ «کسالت بار» استفاده مي کنيد ! آيا شما مي دانيد که در لابلاي اين سطور و صفحات که به اذعان خودتان يکي در ميان خوانده ايدشان چه چيزي در ذهن نويسنده بوده که با محافظه کاري آنرابيان مي کند و از افشاگري و بيان قاطع چشم مي پوشد ؟

در ادامه به شخصيت کلاريس پرداخته ايد که از او انتظار زني روشنفکر ، اجتماعي ، عاشق ، آگاه از سياست و اجتماع و اهل مطالعه داشته ايد  . من فکر مي کنم اينها انتظاراتي است که شما از خودتان داريد و زماني که در همزاد پنداري با کلاريس شکست مي خوريد و آن را مطابق آمال خود نمي يابيد از او عصباني مي شويد !

کلاريس زني است معمولي که از نظر گاه خويش به زندگي نگاه مي کند
زني است معمولي مربوط به سي -چهل سال پيش در آبادان که خانم اشرافي انتظار زني امروزي و روشنفکر را از او دارد .

اتفاقاً به نظر من يکي از جذابيت هاي چراغ ها را من خاموش مي کنم همين معمولي بودن هاست که خانم پيرزاد قدرتمندانه آن را توصيف مي کند . اين را هم به ياد داشته باشيد که بسياري از زنان امروزي هم معمولي اند و روشنفکر و متفاوت در ميان آنها بسيار اندک و حتي تلاش براي آن ها هم بسيار اندک .
حالا از زني(کلاريس)ارمني ساکن منطقه بوارده آبادان مربوط به سي-چهل سال پيش چه انتظاري مي توان داشت؟
 و در آخر اين اشتباه تکراري باز هم مشهود است که نوشته ايد  :
«.... تنها چيزي را که به ما نشان مي دهد وضعيت زنانه موجود است و تلويحا به گونه اي تاييد  و تثبيت آن وضعيت، بدون آنکه راه خروج مناسب را شناسايي کند  . .. »
خانم اشرافي اين رمان وضعيت زن موجود نيست حتي وضعيت بوارده و آبادان هم نيست اينها مربوط به يک زن معمولي است که بايد به خاطر اين توصيف هاي دقيق ، جذاب و دوست داشتني به خانم پيرزاد آفرين گفت ! 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385ساعت 15:8  توسط انوش شاپوری  |