قلبم تند تند می زنه ،کمی عرق می کنم ، اشتیاق سراسر وجودم روفر می گیره
احساس می کنم در صحبت کردن مسلط نیستم احساس می کنم که دلم براش تنگ شده بود
کمی بعد
قلب تند نمی زنه ، مسلط شدم ، عرق نمی کنم
کمی بعدتر:
حوصله ام سر می رود ، نمی توانم گوش بدم احساس می کنم یه بند مضخرف می گوید
یک دقیقه بعد :
خسته شده ام ، دنبال راه فرار و خدا حافظی می گردم
شما کاری نداری؟!
احساس می کنم در صحبت کردن مسلط نیستم احساس می کنم که دلم براش تنگ شده بود
کمی بعد
قلب تند نمی زنه ، مسلط شدم ، عرق نمی کنم
کمی بعدتر:
حوصله ام سر می رود ، نمی توانم گوش بدم احساس می کنم یه بند مضخرف می گوید
یک دقیقه بعد :
خسته شده ام ، دنبال راه فرار و خدا حافظی می گردم
شما کاری نداری؟!
این روزها کمی این طوریم !
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 21:53  توسط انوش شاپوری
|